ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
702
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
حوادث مكه و امراى آن پيش از اين گفتيم كه فرمانروايى مكه در اين اعصار در دست فرزندان قتادة بن ادريس بن مطاعن بود و اين فرمانروايى از هواشم پسران امام حسن به آنان رسيده بود و اين از آغاز دولت ترك بود در مصر . حكومت بنى قتاده حكومتى بدوى بود . اينان همواره فرمانبردار پادشاهان مصر بودند و دولت عباسى را در وجود خليفهاى كه تركان در مصر نصب كرده بودند برپاى مىداشتند . در اين اواخر يعنى در سالهاى 760 حكومت مكه به احمد بن عجلان بن رميثه بن ابى نمىرسيد . او بعد از پدرش عجلان زمامدار مكه شد . دادگرى پيش گرفت و چشم طمع از اموال مردم فروبست و دست ستمگران و حواشى و بندگان ايشان كه مرتكب قتل و غارت مردم بويژه مجاوران مىشدند كوتاه كرد . در اين راه خويشاوندان مادريش او را يارى دادند . اينان را بنى عمر مىگفتند از اتباع و موالى ايشان . چون احمد بن عجلان بر سرير فرمانروايى خويش استقرار يافت و آثار عدل او در اكناف آن بلاد آشكار گرديد زايران و مجاوران مكه افزون شدند و بازرگانان از هر سوى به مكه روى نهادند . چنان كه خانهء خالى در سراسر مكه يافته نمىشد . پسر عمش عنان بن مقامس بن رميثه و پسر عم ديگرش محمد بن مقامس بن رميثه در آنچه خداوند به او عنايت كرده بود بر او حسد مىبردند ، زيرا اموالى را كه نزد او گرد مىآمد بدان سان كه ايشان را خشنود سازد تقسيم نمىنمود . از اين رو راه انكار گرفتند و آهنگ عصيان نمودند . احمد بن عجلان فرمان داد ايشان را بگيرند ولى چون با برادرش محمد بن عجلان پيمان داشتند محمد بيامد و شفاعت كرد كه يا آزادشان سازد يا به زندانشان برد و دست به خونشان نيالايد . احمد آنان را به زندان فرستاد و سالى يا بيشتر در زندان ماندند . سپس شبى زندان را سوراخ كردند و گريختند در همان شب بگرفتندشان و به زندان بازگردانيدند . از آن ميان عنان بن مقامس بگريخت و در سال 788 خود را به مصر رساند تا از سلطان الملك الظاهر برقوق دادخواهى كند . در اين احوال خبر رسيد كه احمد بن عجلان در بستر خود مرده است و برادرش كبيش بن عجلان پسر او محمد بن احمد را جانشين او ساخته است و محمد تا خود رقيبى در حكومت نداشته باشد محبوسان را زهر داده و كشته است . سلطان از اين كار به هم برآمد و بر او خشم گرفت . او گفت كه اين كار به فرمان كبيش كرده است و او بوده كه ميان اين خويشاوندان فتنه مىكرده است .